close
تبلیغات در اینترنت

 

سوره شعراء، آيه 205-207

 

افرأيت ان متعناهم سنين. ثم جآءهم ما کانوا يوعدون ما اغني عنهم ما کانوا يمتعون.

 

خواهي ديد. اگر ما ساليان ديگري آنها را از اين زندگي بهره‏مند سازيم سپس عذابي که به آنها وعده داده شده به سراغشان بيايد اين تمتع و بهره‏گيري از دنيا براي آنها سودي نخواهد داشت.

 

سنت پروردگار عالم اين است که تا اتمام حجت نکند و مهلت کافي ندهد هيچ قومي را گرفتار عذاب نخواهد کرد. اما به هنگاميکه گفتنيها گفته شد و به مقدار لازم فرصت يافتند و به راه نيامدند. آنگاه مجازاتي دارد که راه بازگشت در آن نيست.

 

حال به فرض که به آنها مهلت جديدي داده شود. (که بعد از اتمام حجت داده نخواهد شد) و به فرض که ساليان ديگري در اين جهان بمانند و غرق غرور و غفلت گردند. آيا کاري جز تمتع و بهره‏گيري بيشتر از مواهب مادي خواهند داشت؟ آيا آنها به جبران گذشته خواهند

 

پرداخت؟ مسلما نه. آيا اينها مي‏توانند به هنگام نزول مجدد عذاب گروهي از کار آنها بگشايند. و يا تعبيري در سرنوشت آنها ايجاد کند.

 

اين احتمال نيز در تفسير آيات مورد بحث و آيات بعدي وجود دارد که آنها تقاضاي مهلت براي بازگشت به حق و جبران گذشته نمي‏کنند. بلکه براي بهره‏گيري بيشتر و تمتع فزونتر از نعمتهاي ناپايدار اين جهان است.

 

ولي اين تمتع سودي براي آنها در بر ندارد و دير يا زود بايد از اين سراي ناپايدار به سراي جاويدان بشتابند و با نتايج اعمالشان روبرو شوند.

 

عن ابي عبدالله عليه‏السلام في قوله عزوجل.

 

افرأيت ان متعناهم سنين. ثم جاءهم ما کانوا يوعدون. قال: خروج القائم عليه‏السلام.

 

ما اغني عنهم ما کانوا يمتعون.

 

قال: هم بنو امية الذين متعوا بدنياهم.

 

امام صادق عليه‏السلام در تفسير قول خداوند عزوجل که مي‏فرمايد:

 

(اي رسول ما خواهي ديد که چنانچه چندين سال هم آنان را منتعم سازيم. سپس عذاب موعود به آنان رسد)

 

فرمود: منظور خروج حضرت قائم عليه‏السلام است. بعد در تفسير آيه بعد که مي‏فرمايد:

 

(آنچه از دنيا برخوردار بوده‏اند به آنان هيچ سودي نبخشد و عذابي از آنها دور ننمايد.)

 

فرمود: آنها بني اميه هستند که در دنيا بهره‏مند بوده‏اند. [1] .

 

سوره‏ نور، آيه 35

 

الله نور السموات و الارض مثل نوره کمشکوة فيها مصباح المصباح في زجاجة الزجاجة کانها کوکب دري يوقد من شجرة مبارکة. زيتونة. لا شرقية و لا غربية يکاد زيتها يضي‏ء و لو لم تمسسه نار. نور علي نور. يهدي الله لنوره من يشاء و يضرب الله الامثال للناس و الله بکل شي‏ء عليم.

 

خداوند نور آسمانها و زمين است. مثل نور خداوند همانند چراغداني است که در آن چراغي (پر فروغ) باشد. آن چراغ در حبابي قرار گيرد. حبابي شفاف و درخشنده. همچون يک ستاره‏ي فروزان.

 

اين چراغ با روغني افروخته مي‏شود که از درخت پر برکت زيتوني گرفته شده که نه شرقي است و نه غربي. (آنچنان روغنش صاف و خالص است) که نزديک است بدون تماس با آتش شعله‏ور شود. نوري است بر فراز نور. و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدايت مي‏کند و خداوند به هر چيزي آگاه است.

 

در تفسير آيات فوق سخن بسيار گفته شده است. و مفسران و فلاسفه و عرفاي اسلامي هر کدام بحثهاي فراواني دارند.

 

پيوند ارتباط اين آيات با آيات گذشته از اين نظر است که در آيات پيشين سخن از مسئله عفت و مبارزه با فحشاء با استفاده از طرق و وسائل گوناگون بود. و از آنجا که ضامن اجراي همه احکام الهي. مخصوصا کنترل کردن غرائز سرکش، بخصوص غريزه‏ي جنسي که نيرومندترين آنهاست. بدون استفاده از پشتوانه ايمان ممکن نيست. سرانجام بحث را به ايمان و اثر نيرومند آن کشانيده و از آن سخن مي‏گويد:

 

نخست مي‏فرمايد: خداوند نور آسمانها و زمين است.

 

آري خداوند نور آسمانها و زمين است.

 

گروهي از مفسران کلمه نور را در اينجا به معناي (هدايت کننده) و بعضي به معناي (روشن کننده) و بعضي به معناي زينت بخش تفسير کرده‏اند.

 

همه‏ي اين معاني صحيح است. ولي مفهوم آيه باز هم از اين گسترده‏تر مي‏باشد.

 

1- قرآن مجيد:

 

قد جائکم من الله نور و کتاب مبين.

 

از سوي خداوند نور و کتاب آشکاري براي شما آمد. [1] .

 

2- ايمان و گرايش قلبي:

 

الله ولي الذين امنوا يخرجهم من الظلمات الي النور.

 

خداوند ولي کساني است که ايمان آورده‏اند. آنها را از ظلمتهاي (شرک و کفر) به سوي نور ايمان رهبري مي‏کند. [2] .

 

3- هدايت الهي و روشن بيني.

 

او من کان ميتا فاحييناه و جعلنا له نورا يمشي به في الناس کمن مثله في الظلمات. ليس بخارج منها.

 

آيا کسي که مرده بوده است و ما او را زنده کرديم و نور هدايتي براي او قرار داديم که در پرتو آن بتواند در ميان مردم راه برود همانند کسي است که در تاريکي باشد و هرگز از آن خارج نگردد. [3] .

 

4- آيين و شريعت مقدس اسلام.

 

و يأبي الله الا ان يتم نوره و لو کره الکافرون.

 

خداوند ابا دارد جز اينکه (نور شريعت اسلام) را کامل کند هر چند کافران نخواهند. [4] .

 

5- شخص رسول صلي الله عليه و آله و سلم

 

و داعيا الي الله باذنه و سراجا منيرا.

 

و ما تو را دعوت کننده به سوي خدا به اذن و فرمان او قرار داديم و چراغي نوربخش. [5] .

 

6- حضرات ائمه معصومين عليهم‏السلام

 

خلقکم الله انوارا. فجعلکم بعرشه محدقين.

 

خداوند شما را نورهايي آفريد که گرد عرش او حلقه زده بوديد.

 

و انتم نور الاخيار و هداة الابرار.

 

شما نور خوبان و هدايت کننده نيکوکاران هستيد. [6] .

 

7- علم و دانش:

 

العلم نور يقذفه الله في قلب من يشآء.

 

علم نوريست که خدا در قلب هر کس بخواهد، مي‏افکند. [7] .

 

با مروري اجمالي بر خواص و ويژگيهاي نور روشن مي‏شود که نور داراي خواص و ويژگيهاي زير است.

 

1- زيباترين و لطيفترين موجودات در جهان ماده است و سرچشمه همه‏ي زيباييها و لطافتهاست.

 

2- نور بالاترين سرعت را طبق آنچه در ميان دانشمندان معروف است در جهان ماده دارد.

 

نور با سيصد هزار کيلومتر در ثانيه مي‏تواند کره‏ي زمين را در يک چشم بر هم زدن هفت بار دور بزند.

 

3- نور وسيله‏ي يقين اجسام و مشاهده‏ي موجودات مختلف اين جهان است و بدون آن چيزي را نمي‏توان ديد.

 

بنابراين نور هم ظاهر است و هم (مظهر لغيره) مي‏باشد يعني ظاهرکننده‏ي غير.

 

4- نور آفتاب که مهمترين نور در دنياي ماست پرورش دهنده‏ي گلها و گياهان بلکه رمز بقاي همه موجودات زنده است و ممکن نيست موجودي بدون استفاده از نور (به طور مستقيم يا غير مستقيم) زنده بماند.

 

5- امروز ثابت شده که تمام رنگهايي را که ما مي‏بينيم، نتيجه‏ي تابش نور آفتاب يا نورهاي مشابه آنست و گرنه موجودات در تاريکي مطلق رنگي ندارند.

 

6- تمام انرژيهاي موجود در محيط، (بجز انرژي اتمي) همه از نور

 

آفتاب سرچشمه مي‏گيرد.

 

حرکت بادها، ريزش باران و حرکت نهرها و سيلها و آبشارها و بالاخره حرکت همه موجودات زنده با کمي دقت به نور آفتاب منتهي مي‏شود.

 

سرچشمه گرما و حرارت و آنچه بستر موجودات را گرم نگه مي‏دارد همان نور آفتاب است حتي گرمي آتش که از چوب درختان و يا زغال سنگ و يا نفت و مشتقات آن به دست مي‏آيد نيز از گرمي آفتاب است.

 

چرا که همه اينها طبق تحقيقات علمي به گياهان و حيواناتي باز مي‏گردند که حرارت را از خورشيد گرفته و در خود ذخيره کرده‏اند.

 

7- نور آفتاب نابود کننده انواع ميکربها و موجودات موذي مي‏باشد و اگر تابش و اشعه‏ي اين نور پر برکت نبود. کره‏ي زمين به يک بيمارستان بزرگ تبديل مي‏شد که همه ساکنانش با مرگ دست به گريبان بودند.

 

و خلاصه هر چه در اين پديده‏ي عجيب عالم خلقت يعني (نور) بيشتر مي‏نگريم و دقيق‏تر مي‏شويم، آثار گرانبها و برکات عظيم آن آشکارتر مي‏شود.

 

حال با در نظر گرفتن اين مقدمات. اگر بخواهيم براي ذات پاک خداوند. تشبيه و تمثيلي از موجودات حسي اين جهان انتخاب کنيم. آيا جز از واژه‏ي نور مي‏توان استفاده کرد همان خدايي که پديد آورنده تمام جهان هستي است.

 

روشني بخش عالم آفرينش است. همه موجودات زنده به برکت فرمان او زنده‏اند. و همه مخلوقات بر سر خوان نعمت او هستند که اگر

 

لحظه‏اي چشم لطف خود را از آنها باز گيرد همگي در ظلمت فنا و نيستي فرو مي‏روند.

 

و جالب اينکه هر موجودي به هر نسبت که با او در ارتباط است به همان اندازه نورانيت و روشنايي کسب مي‏کند. قرآن نور است چون کلام اوست.

 

شريعت اسلام نور است چون آيين اوست.

 

رسولان نورند چون فرستادگان اويند.

 

ائمه معصومين نورند چون حافظان شريعت و آيين پيامبرانند.

 

و ايمان نور است چون رمز پيوند با اوست.

 

و علم نور است چون سبب آشنايي با اوست.

 

بر اين اساس: (الله نور السموات و الارض).

 

و قرآن مجيد بعد از بيان حقيقت فوق با ذکر يک مثال زيبا و دقيق چگونگي نور الهي را مشخص مي‏کند که قابل دقت و عنايت مي‏باشد. [8] .

 

واژه‏ها

 

مشکاة در اصل به معناي روزنه و محل کوچکي است که در ديوار ايجاد مي‏کردند و چراغهاي معمول قديم را براي محفوظ ماندن از مزاحمت با دو طوفان در آن مي‏نهادند.

 

زجاجه: يعني شيشه و در اصل به سنگهاي شفاف مي‏گويند و از آنجا که شيشه نيز از مواد سنگي ساخته مي‏شود و شفاف است به آن زجاجه گفته شده.

 

و در اين آيه زجاجه به معناي حبابي است که روي چراغ مي‏گذاشته

 

تا هم شعله را محافظت کند و هم گردش هوا را از طرف پايين به بالا تنظيم کرده. بر نور و روشنايي شعله بيفزايد.

 

مصباح: به معناي خود چراغ است که معمولا با فتيله و يک ماده‏ي روغني قابل اشتعال افروخته مي‏شده است.

 

جمله (يوقد من شجرة مبارکة زيتونه لا شرقية و لا غربية)

 

اشاره به ماده‏ي انرژي زاي فوق العاده مستعد براي اين چراغ است.

 

زيرا که روغن زيتون که از درخت پر بار و پر برکتي گرفته مي‏شود يکي از بهترين روغنها براي اشتعال است.

 

آنهم درختي که تمام جوانب آن به طور مساوي در معرض تابش نور آفتاب باشد. نه در جانب شرق باغ و کنار ديواري قرار گرفته باشد و نه در جانب غرب که تنها يک سمت آن آفتاب ببيند. و در نتيجه ميوه‏ي آن نيمي رسيده، و نيمي نارس و روغن آن ناصاف گردد.

 

و با اين توضيح به اين نتيجه مي‏رسيم که براي استفاده از نور کامل چنين چراغي با درخشش و تابش بيشتر نياز به چهار عامل مي‏باشد.

 

1- چراغداني که آن را از هر سو محافظت کند بي‏آنکه از نورش بکاهد، بلکه نور آن را متمرکز سازد.

 

2- حبابي که گردش هوا را بر گرد شعله تنظيم کند. اما آنقدر شفاف باشد که به هيچ وجه مانع تابش نور نگردد.

 

3- چراغي که مرکز پيدايش نور بر فتيله‏ي آن است.

 

4- و ماده‏ي انژري زاي صاف و خالص و زلالي که آن قدر آماده‏ي اشتعال باشد که گويي بدون تماس با شعله‏ي آتش مي‏خواهد شعله‏ور گردد.

 

اينها تمام معاني و مفاهيم ظاهري اين الفاظ است.

 

و اما اينکه محتواي اين تشبيه چيست و به اصطلاح (مشبه) کدام نور الهي است تفسيرهاي گوناگوني مطرح شده است.

 

بعضي از مفسران گفته‏اند منظور همان نور هدايتي است که خداوند در دلهاي مومنان برافروخته، و به تعبير ديگر منظور ايمان است که در سراچه قلوب مومنان جايگزين شده است.

 

بعضي ديگر آن را به معناي قرآن که در درون قلب آدمي نورافکن مي‏گردد دانسته‏اند.

 

برخي گفته‏اند اين تشبيه اشاره به شخص رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم دارد.

 

و عده‏اي قائلند که منظور از اين نور همان روح اطاعت و تقوي که مايه‏ي هر خير و سعادت است مي‏باشد.

 

در واقع تمام مصاديقي که براي نور معنوي در قرآن و روايات اسلامي آمده در اينجا به عنوان تفسير ذکر شده است. و روح همه آنها در واقع يک چيز است و آن همان نور هدايت است که از قرآن و وحي و وجود رسولان سرچشمه مي‏گيرد. و با دلائل توحيد آبياري مي‏شود و نتيجه‏ي آن تسليم در برابر فرمان خدا و تقوي است. [9] .

 

روي عن جابر بن عبدالله انصاري: قال:

 

دخلت الي مسجد الکوفة. و اميرالمومنين عليه‏السلام يکتب باصبعه و يتبسم: فقلت له: يا اميرالمومنين:

 

ماالذي يضحکک؟

 

+ نوشته شده در شنبه 1 آبان 1389;ساعت 10:52; توسط یلدا; |