close
تبلیغات در اینترنت
امام مهدی در قرآن4

 

سوره‏ شوري، آيه 45

 

و تريهم يعرضون عليها خاشعين من الذل ينظرون من طرف خفي.

 

و آنها را مي‏بيني که بر آتش عرضه مي‏شوند در حالي که از شدت ذلت و خواري خاشعند و زير چشمي به آن نگاه مي‏کنند.

 

در آيات گذشته سخن از ظالمان و بيدادگران و متجاوزان بود. آيه مورد بحث و آيات بعدي به سرانجام کار اين گروه و گوشه‏هايي از مجازاتهاي آنان اشاره مي‏کند.

 

در مرحله نخست آنها را از گمراهاني مي‏شمرد که هيچ ولي و سرپرستي ندارند و سپس مي‏فرمايد.

 

ظالمان را در روز قيامت مي‏بيني که وقتي عذاب الهي را مشاهده مي‏کنند سخت پشيمان مي‏شوند و مي‏گويند: آيا راهي به سوي بازگشت و جبران اين بدبختيها وجود دارد.

 

که اين تقاضا با پاسخ منفي روبرو خواهد شد. زيرا بازگشت امکان پذير نيست و اين يک سنت غير قابل تغيير الهي است. همانگونه که انسان از پيري به جواني و از جواني به کودکي و از کودکي به عالم جنيني و رحم مادر باز نمي‏گردد. سير قهقرايي از عالم برزخ و آخرت به دنيا نيز امکان‏پذير نيست.

 

در آيه مورد بحث به سومين مجازات اين گروه مي‏پردازد و مي‏فرمايد: در آن روز آنها را مي‏بيني که بر آتش عرضه مي‏شوند. در حالي که از شدت خواري و ذلت خاشعند و زير چشمي و مخفيانه به آن نگاه مي‏کنند. حالت وحشت و اضطراب شديدي بر تمام وجودشان

 

حاکم است و ذلت و تسليم سر تا پاي آنها را فرا گرفته. و ديگر خبري از آن همه گردنکشي و ستيزه جويي و طغيان و ظلم و استبداد و ايذاء و آزار مظلومان نيست و زير چشمي به آتش دوزخ مي‏نگرند.

 

اين ترسيمي است از حالت کسي که شديدا از چيزي مي‏ترسد و نمي‏خواهد آن را با تمام چشم ببيند و در عين حال نمي‏تواند از آن غافل بماند، ناچار پيوسته مراقب آن است اما با گوشه چشم.

 

بعضي از مفسران گفته‏اند که (طرف خفي) در اينجا به معناي نگاه کردن آنها با چشم نيم باز است. چرا که از شدت وحشت، قدرت بر گشودن چشم ندارد. يا چنان وارفته و بي‏رمقند که حتي حال گشودن چشم را به طور کامل ندارند.

 

عن ابي جعفر عليه‏السلام قال: قوله عزوجل (خاشعين من الذل ينظرون من طرف خفي) يعني الي القائم عليه‏السلام.

 

امام باقر عليه‏السلام پيرامون آيه مورد بحث مي‏فرمايد: اينکه خداوند مي‏فرمايد: (در حاليکه از شدت ذلت و خواري سر بزير انداخته و از گوشه چشم بر او نگاه مي‏کنند.) يعني به سوي حضرت قائم عليه‏السلام [1] .

 

سوره‏ شوري، آيه 41

 

و لمن انتصر بعد ظلمه، فاولئک ما عليهم من سبيل.

 

و براي کسي که بعد از مظلوم شدن ياري طلبد و انتقام گيرد ايرادي نيست.

 

اين آيه و آيات بعد از آن در حقيقت تاکيد و توضيح و تکميلي است

 

براي آيات گذشته. در زمينه انتصار و انتقام جويي و مجازات ظالم و عفو و گذشت در موارد مناسب.

 

و هدف از آن اين است که مجازات و انتقام گرفتن از ظالم حق مظلوم است و هيچ کس حق ندارد مانعي بر سر راه ايجاد کند. در عين حال هر گاه مظلوم پيروز و مسلط بر ظالم شد اگر صبر کند و انتقام نگيرد فضليت بزرگي خواهد بود.

 

نخست مي‏فرمايد:

 

کسي که بعد از مظلوم شدن ياري بطلبد ايرادي بر او نيست زيرا انتصار و انتقام حق مسلم هر مظلومي است و ياري مظلومان وظيفه هر انسان آزاده و بيداريست.

 

مجازات و کيفر تنها از آن کساني است که به مردم ستم مي‏کنند و در روي زمين به ناحق ظلم و ستم روا مي‏دارند. که علاوه بر کيفر و مجازات دنيوي در آخرت نيز عذاب دردناکي در انتظارشان است.

 

عن ابي حمزة الثمالي: عن ابي جعفر عليه‏السلام قال: سمعته. يقول: (و لمن انتصر بعد ظلمه) يعني القائم عليه‏السلام و اصحابه. (فاولئک ما عليهم من سبيل).

 

و القائم اذا قام انتصر من بني امية و من المکذبين و النصاب هو و اصحابه.

 

و هو قول الله (تبارک و تعالي) انما السبيل علي الذين يظلمون الناس و يبغون في الارض بغير الحق. اولئک لهم عذاب اليم.

 

ابو حمزه ثمالي مي‏گويد از امام باقر عليه‏السلام شنيدم که مي‏فرمود: منظور

 

از اين آيه که مي‏فرمايد: (هر آنکه پس از ظلمي که بر او رفته انتقامجويي کند) يعني حضرت قائم عليه‏السلام ياران او و اينکه آيه مي‏فرمايد: (پس بر چنين کساني هيچ گونه مواخذه و گناهي نيست) يعني و چون قائم عليه‏السلام. بپا خيزد (از بني اميه و از تکذيب کنندگان و ناصبي‏ها) خود و اصحابش انتقام خواهد گرفت. و اين است معناي فرموده‏ي خداوند (تبارک و تعالي) که: تنها راه مواخذه بر کساني است که بر مردم ظلم مي‏کنند و در زمين بنا حق تباهي و ستم نمايند که براي آنان عذاب دردناکي است. [1] .

 

سوره شوري، آيه 19-20

 

الله لطيف بعباده، يرزق من يشاء و هو القوي العزيز من کان يريد الحرث الآخرة نزد له في حرثه و من کان يريد حرث الدنيا نوته منها و ما له في الآخرة من نصيب.

 

خداوند نسبت به بندگانش لطف دارد. هر کس را بخواهد روزي مي‏دهد و او قوي و شکست ناپذير است.

 

کسي که زراعت آخرت را بخواهد به او برکت مي‏دهيم و بر محصولش مي‏افزاييم و آنها که فقط کشت دنيا را مي‏طلبند کمي از آن به آنها مي‏دهيم اما در آخرت هيچ نصيبي ندارند.

 

از آنجا که در آيات قبل بحثي از عذاب شديد خداوند به ميان آمد و نيز تقاضايي از ناحيه منکران معاد مطرح شده بود که چرا قيامت زودتر بر پا نمي‏شود؟

 

در اين قسمت براي آميختن آن (قهر، با لطف) و براي پاسخگويي به شتاب کردن بي‏معناي منکران معاد مي‏فرمايد:

 

خداوند نسبت به بندگانش لطيف است و داراي لطف و مرحمت مي‏باشد. اگر در اينجا به عذاب شديد تهديد مي‏کند در جاي ديگر وعده لطف مي‏دهد، آن هم لطفي نامحدود و گسترده و اگر در مجازات جاهلان مغرور تعجيل نمي‏کند. آن هم از لطف اوست و آنگاه يکي از مظاهر بزرگ لطف عميمش را که روزي گسترده اوست مطرح کرده مي‏گويد. هر کس را بخواهد روزي مي‏دهد. البته منظور اين نيست که گروهي از روزي او محرومند، بلکه منظور توسعه‏ي روزيست درباره‏ي هر کس که بخواهد. همانگونه که در آيه ديگري مي‏فرمايد: خداوند روزي را بر هر کس بخواهد وسيع و براي هر کس بخواهد تنگ مي‏سازد.

 

توجه به اين نکته لازم است که لطيف دو معنا دارد.

 

يکي همانکه ذکر شد، يعني صاحب لطف و محبت و مرحمت و ديگر آگاه بودن از امور دقيق و پنهاني و از آنجا که روزي دادن به همه بندگان نياز به اين دارد که از همه آنها در هر گوشه و کنار در سراسر آسمان و زمين آگاه و باخبر باشد در آغاز به لطيف بودنش اشاره مي‏کند و سپس به رزاقيت خود.

 

در هر حال در آيه مورد بحث به چهار ويژگي خداوند اشارت رفته است. 1- مقام لطف 2- رزاقيت 3- قوت 4- و عزت. که بهترين دليل بر مقام ربوبيت است.

 

چرا که (رب) (مالک و مدبر) بايد واجد اين ويژگيها و صفات باشد. در آيه ديگر با يک تشبيه لطيف، مردم جهان را در برابر روزيهاي پروردگار و چگونگي استفاده از آن به کشاورزاني تشبيه مي‏کند. که

 

گروهي براي آخرت کشت مي‏کنند. و گروهي براي دنيا، و نتيجه‏ي هر يک از اين دو زراعت را مشخص مي‏کند و مي‏فرمايد:

 

کسي که زراعت آخرت را طالب باشد به او برکت مي‏دهيم و بر محصولش مي‏افزاييم و آنها که فقط براي دنيا کشت کنند و سعي و تلاش آنان براي بهره‏گيري از اين متاع زودگذر و فاني باشد. تنها کمي از آنچه را مي‏طلبند به آنها مي‏دهيم، اما در آخرت هيچ نصيب و بهره‏اي نخواهند داشت.

 

تشبيه جالب و کنايه زيبايي است. انسانها همگي زارعند و اين جهان مزرعه‏ي آنهاست اعمال ما بذرهاي آن و امکانات الهي باراني است که بر آن مي‏بارد. اما اين بذرها بسيار متفاوت است، بعضي محصولش نامحدود، جاوداني و درختانش هميشه خرم و سرسبز و پر ميوه، اما بعضي ديگر محصولاتش بسيار کم. عمرش کوتاه و زودگذر و ميوه‏هايي تلخ و ناگوار دارد.

 

و خلاصه آيه دوم هم ترسيم گويايي از بينش اسلامي درباره‏ي زندگي دنياست دنيايي که مطلوب با لذات است و دنيايي که مقدمه جهان ديگر و مطلوب بالغير اسلام به دنياي انسانها به عنوان مزرعه مي‏نگرد که محصولش در قيامت چيده مي‏شود.

 

نکته‏ي ديگري را که از اين آيه استفاده مي‏کنيم اينکه:

 

دنيا و آخرت هر دو به سعي و تلاش نياز دارد و هيچ کدام بي‏رنج و زحمت به دست نمي‏آيد همانگونه که هيچ بذر و محصولي بي‏رنج و زحمت نيست. پس چه بهتر که انسان با رنج و زحمت خود درختي پرورش دهد که بارش شيرين و هميشگي و دائم برقرار باشد، نه درختي که دستخوش خزان زودرس گردد.

 

عن ابي بصير، عن ابي عبدالله عليه‏السلام قال قلت (الله لطيف بعباده يرزق من يشاء) قال ولاية اميرالمومنين عليه‏السلام قلت (من کان يريد حرث الآخرة) قال: معرفة امير المومنين عليه‏السلام والائمة عليهم‏السلام.

 

(نزد له في حرثه) قال نزيده منها قال: يستوفي نصيبه من دولتهم.

 

و من کان يريد حرث الدنيا نوته منها و ماله في الآخرة من نصيب.

 

قال: ليس له في دولة الحق في القائم عليه‏السلام نصيب.

 

ابوبصير مي‏گويد از امام صادق عليه‏السلام پيرامون آيه‏ي شريفه که مي‏فرمايد: خداوند به بندگانش لطف دارد هر که را بخواهد روزي مي‏دهد پرسيدم. امام عليه‏السلام فرمود: منظور ولايت اميرالمومنين عليه‏السلام است که آن را روزي مي‏دهد. راوي مي‏گويد: پرسيدم اينکه خداوند مي‏فرمايد: هر کس حاصل کشت آخرت را مي‏خواهد، چه معنايي دارد؟

 

امام عليه‏السلام فرمود: منظور معرفت اميرالمومنين و امامان عليه‏السلام است. پرسيدم (در کشتش مي‏افزاييم) يعني چه؟

 

امام عليه‏السلام فرمود: بر معرفتش مي‏افزاييم تا بهره‏اش را از دولت امامان دريافت دارد.

 

راوي مي‏گويد پرسيدم اينکه خداوند مي‏فرمايد:

 

(و هر آنکه حاصل کشت دنيا را فقط بخواهد از آن سهمي به او مي‏دهيم ولي ديگر در آخرت برايش نصيبي نخواهد بود) چه معنا دارد؟ امام عليه‏السلام فرمود: در دولت حق با حضرت قائم عليه‏السلام نصيب و بهره‏اي برايش نخواهد بود. [1] .

 

سوره فصلت، آيه 53

 

سنريهم آياتنا في الآفاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق.

 

به زودي نشانه‏هاي خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مي‏دهيم تا آشکار گردد که او حق است.

 

اين آيه و آيه بعدي پايان بخش سوره‏ي فصلت مي‏باشند و در اين دو آيه به دو مطلب مهم که در حقيقت يک نوع جمع بندي از بحثهاي اين سوره است اشاره شده.

 

آيه اول درباره توحيد و آيه دوم درباره‏ي معاد سخن مي‏گويد:

 

در آيه اول پيرامون آيات آفاقي هم چون آفرينش خورشيد و ماه و ستارگان با نظام دقيقي که بر آنها حاکم است و آفرينش انواع جانداران و گياهها و کوهها و درياها با عجائب و شگفتيهاي بي‏شمارش و موجودات گوناگون اسرار آميزش.

 

که هر زمان اسرار تازه‏اي از خلقت آنها کشف مي‏شود و هر يک آيه و نشانه‏ايست بر حقانيت ذات پاک او سخن به ميان آمده است.

 

و همچنين از آيات انفسي (هم چون آفرينش دستگاههاي مختلف در بدن انسان و نظامي که بر ساختمان حيرت انگيز مغز و حرکات منظم قلب و عروق و بافتها و استخوانها و انعقاد نطفه و پرورش جنين در رحم مادران و از همه مهمتر اسرار و شگفتيهاي روح انسان مي‏باشد) که هر گوشه‏اي از آن کتابي است از معرفت پروردگار و خالق جهان، بحث شده است.

 

عن ابي بصير: قال سئل ابو جعفر الباقر عليه‏السلام عن تفسير قول

 

الله عزوجل.

 

سنريهم آياتنا في الآفاق وفي انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق. فقال عليه‏السلام يريهم في انفسهم المسخ و يريهم في الآفاق انتقاص الآفاق عليهم فيرون قدرة الله في انفسهم و في الآفاق و قوله: يتبين لهم انه الحق.

 

يعني بذلک خروج القائم عليه‏السلام و هو الحق من الله عزوجل يراه هذا الحق لابد منه.

 

ابوبصير مي‏گويد: از امام باقر عليه‏السلام راجع به تفسير اين آيه سوال شد.

 

امام عليه‏السلام فرمود: خداوند در جان مردم مسخ شدن را نشانشان خواهد داد و در جهان هستي کاسته شدن و تنگ گرديدن آن را برايشان که قدرت خداوند را در خودشان و جهان هستي مي‏بينند و اينکه خداوند فرموده: (تا برايشان روشن گردد که او حق است).

 

مقصود خداوند از آن خروج و ظهور حضرت قائم عليه‏السلام است و او حق است از سوي خداوند عزوجل که بناچار خلق او را خواهند ديد. [1] .

 

سوره فصلت، آيه 16

 

لنذيقهم عذاب الخزي في الحيوة الدنيا.

 

تا عذاب خوارکننده را در زندگي دنيا به آنها بچشانيم.

 

در اين سوره به دنبال گفتار موثري که در زمينه توحيد و شناسايي خداوند در آيات گذشته آمد. در اين آيه مورد بحث و آيات قبلي آن

 

مخالفان لجوج را که اين همه نشانه‏هاي روشن و آيات بينات را ناديده مي‏گيرند. شديدا انذار کرده و به آنان هشدار مي‏دهد.

 

و بالاخره تند بادي شديد و پر صدا و هول انگيز و سرد و سخت در روزهاي شوم و پرغبار بر آنها فرستاديم تا عذاب خوار کننده را در زندگي دنيا به آنها بچشانيم.

 

در کتب تفاسير آمده است که اين تند باد عجيب، چنان آنها را از زمين بلند مي‏کرد و به زمين مي‏کوبيد، هم چون تنه‏هاي درخت خرما که از ريشه‏کنده شده باشند.

 

اين تندباد هفت شب و هشت روز مي‏وزيد و تمام زندگي اين قوم جبار خودخواه مغرور را در هم مي‏کوبيد. و جز ويرانه‏اي از آن قصرهاي پرشکوه و زندگي مرفه و اموال سرشار باقي نماند.

 

در پايان همين آيه مي‏گويد: تازه اين عذاب دنياست. و عذاب آخرت از آن هم خوار کننده‏تر است به گونه‏اي که تمام اين مجازاتهاي دردناک در مقابل آن جرقه‏ايست در برابر درياي آتش.

 

و از همه سختتر اينکه هيچ کس به ياري آنها نمي‏شتابد و از هيچ طرفي ياري نخواهد شد. [1] .

 

عن ابي بصير: قال قلت لابي عبدالله عليه‏السلام قول الله عزوجل.

 

(عذاب الخزي في الحياة الدنيا).

 

ما هو عذاب خزي الدنيا. فقال: وأي خزي اخزي يا ابا بصير من ان يکون الرجل في بيته و حجاله علي اخوانه وسط عياله. اذ شق اهله الجيوب عليه و صرخوا، فيقول الناس ما هذا؟

 

فيقال مسخ فلان الساعة.

 

فقلت قبل قيام القائم عليه‏السلام او بعده، فقال لا، بل قبله.

 

ابو بصير مي‏گويد: به امام صادق عليه‏السلام عرضه داشتم اينکه خداي عزوجل فرموده: از عذاب خواري در زندگي دنيا (مقصود از اين عذاب دنيوي چيست؟)

 

امام عليه‏السلام فرمود: اي ابوبصير کدام خواري از اين بدتر مي‏شود که مرد در خانه و آشيانه‏اش در کنار برادران و ميان زن و فرزند خود نشسته باشد که ناگهان خاندان او گريبانهايشان را چاک زنند و فرياد برکشند. مردم بپرسند، چه خبر شده است؟ اين سر و صدا چيست؟

 

در جواب گفته شود: فلان شخص همين حالا مسخ شد. و از صورت آدميان برگشت.

 

راوي گويد: عرضه داشتم اين مسئله (مسخ): بيش از قيام حضرت قائم عليه‏السلام خواهد بود يا بعد از آن فرمود: نه بلکه قبل از آن خواهد بود. [2] .

+ نوشته شده در شنبه 1 آبان 1389;ساعت 10:49; توسط یلدا; |