close
تبلیغات در اینترنت
امام مهدی در قرآن1

 

سوره عصر

 

والعصر. ان الانسان لفي خسر. الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات. و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

 

سوگند به عصر که انسانها همه در زيانند مگر کساني که ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند و يکديگر را به حق سفارش کرده و يکديگر را به شکيبايي و استقامت توصيه نموده‏اند.

 

واژه‏ها

 

واژه عصر به معناي فشردن است. خسر (بر وزن عسر) و خسران به معناي کم شدن سرمايه است.

 

تواصي به معناي آنست که بعضي بعضي ديگر را سفارش کنند. حق به معناي واقعيت يا مطابقت با واقعيت است. صبر به معناي شکيبايي و استقامت است.

 

قرآن کريم براي نجات بشر از آن خسران عظيم برنامه جامعي تنظيم کرده که در آن بر چهار اصل تکيه شده است. 1- ايمان 2-اعمال صالح 3-سفارش به حق 4- سفارش به استقامت.

 

درباره واژه عصر که در اين سوره آمده بين مفسران اختلاف است بعضي از مفسران مي‏گويند مراد از (عصر) همان وقت عصر است.

 

عده‏اي ديگر عصر را اشاره به سراسر زمان و تاريخ بشريت دانسته‏اند. برخي ديگر آن را اشاره به انسانهاي کامل مي‏دانند که عصاره عالم هستي و جهان آفرينش هستند.

 

بعضي از مفسران مي‏گويند (عصر) همان نماز عصر است به خاطر اهميت ويژه‏اي که درميان نمازها دارد. زيرا آنها (صلوة وسطي) را که در قرآن روي آن تأکيد شده نماز عصر مي‏دانند.

 

جمعي از مفسران عصر را قسمت خاصي از زمان مانند عصر ظهور اسلام و يا عصر قيام مهدي موعود عليه‏السلام که داراي ويژگي و عظمت خاصي در تاريخ بشر مي‏باشد مي‏دانند.

 

مفضل بن عمر مي‏گويد از امام صادق عليه‏السلام پيرامون اين سوره سوال کردم امام عليه‏السلام فرمود:

 

العصر. عصر خروج القائم عليه‏السلام ان الانسان لفي خسر.

 

يعني (اعداءنا) الا الذين امنوا. (يعني بآياتنا) و عملوا الصالحات يعني (بمواسات الاخوان) و تواصوا بالحق يعني (بالامامة) و تواصوا بالصبر يعني في الفترة.

 

سوگند به عصر. منظور از عصر. عصر ظهور و خروج قائم عليه‏السلام است همانا انسان در زيانکاري و خسران است (يعني دشمنان ما) در زيانند.

 

مگر آنانکه ايمان آوردند يعني (آنانکه به آيات ما ايمان آوردند) و کارهاي نيک انجام دادند. يعني (با مواسات براداران ديني) و يکديگر را به حق سفارش نمودند. يعني (به امامت) و يکديگر را به صبر و پايداري سفارش نمودند. يعني (در دوران فترت). (يعني زمان غيبت که عقايد مردم سست مي‏شود). [1] .

 

سوره‏ بينه، آيه 25

 

و ذلک دين القيمة.

 

و اين است آيين مستقيم و پايدار.

 

سوره‏ي بينه اشاره به رسالت جهاني پيامبر اکرم و آميخته بودن آن با دلائل و نشانه‏هايي روشن مي‏کند.

 

رسالتي که قبلا آن را انتظار مي‏کشيدند ولي هنگامي که به سراغشان آمد گروهي به خاطر اينکه منافع ماديشان به خطر مي‏افتاد به آن پشت کردند. در ضمن اين حقيقت را نيز در بردارد که اصول دعوت انبياء مانند ايمان و توحيد و نماز و روزه، اصولي است ثابت و جاوداني که

 

در همه اديان آسماني وجود داشته است.

 

آيه فوق اشاره به همين مطلب است که اين اصول، يعني توحيد خالص، و نماز، که همان توجه به خالق، و زکات که همان توجه به خلق است. از اصول ثابت و پا بر جاي همه اديان است. بلکه مي‏توان گفت اينها در متن فطرت آدمي قرار دارد.

 

زيرا از يک سو سرنوشت انسان بر مسئله توحيد است و از سوي ديگر فطرتش او را دعوت به شکر منعم و معرفت و شناخت او مي‏کند و از سوي ديگر روحيه اجتماعي و مدنيت انسان او را به سوي کمک به محرومان فرا مي‏خواند.

 

بنابراين ريشه اين دستورات به صورت کلي در اعماق همه‏ي فطرتها جاي دارد. لذا در متن تعليمات همه انبياي پيشين و پيامبر اسلام قرار گرفته است.

 

و بر اين اساس بايد توجه داشت که (دين القيمه) در آيه‏ي فوق به صورت اضافه است نه وصف و موصوف و مونث بودن قيمه به خاطر آن است که موصوف در اينجا حذف شده و صفت جاي آن نشسته است و موصوف (ملت و يا کتب) و يا شريعت مي‏باشد. و معنا چنين مي‏شود که اين ديني است که در کتب قيمه (باارزش) پيشين آمده است و يا ديني است که در آن احکام مستقيم و پر ارزش اسلام منعکس شده است.

 

عن ابي بصير عن ابي عبدالله عليه‏السلام في قوله عزوجل: (و ذلک دين القيمة) قال انما هو ذلک دين القائم عليه‏السلام.

 

ابو بصير از حضرت صادق عليه‏السلام روايت کرده که پيرامون قول خداوند

 

عزوجل (و اين است دين استوار و آيين محکم و درست) فرمود: همانا اين دين حضرت قائم عليه‏السلام است. [1] .

 

سوره‏ قدر، آيه 5

 

سلام هي حتي مطلع الفجر.

 

شبي است سرشار از سلامت و برکت و رحمت تا طلوع صبح.

 

از اين جهت شبي است سراسر سلامت زيرا قرآن در آن نازل شده است و هم عبادت و شب زنده‏داري آن معادل هزار ماه است. و هم خيرات و برکات الهي در آن شب نازل مي‏شود. و هم رحمت خاص الهي شامل حال بندگان مي‏گردد و هم فرشتگان و روح در آن شب نازل مي‏گردند.

 

حتي طبق بعضي از روايات در آن شب شيطان در زنجير است و با عنايت به اين ويژگيها شبي است سالم و همراه سلامت.

 

بنابراين اطلاق سلام که به معناي سلامت است، بر آن شب به جاي (سالم) در حقيقت نوعي از تأکيد است. همانگونه که اطلاق سلام بر آن شب به خاطر اين است که فرشتگان پيوسته به يکديگر و يا به مومنان سلام عرضه مي‏دارند.

 

به هر حال شبي است سراسر نور و رحمت و خير و برکت و سلامت و سعادت و از هر جهت بي‏نظير.

 

راوي مي‏گويد از امام صادق عليه‏السلام شنيدم که آن حضرت مي‏فرمود: پدرم امام باقر عليه‏السلام به من فرمود:

 

حضرت علي بن ابيطالب در حاليکه حسن و حسين عليه‏السلام در نزدش بودند. سوره‏ي قدر را خواند.

 

حسين عليه‏السلام به آن جناب عرضه داشت. اي پدر: گويي از دهان شما شيريني ديگري دارد.

 

امير المومنين عليه‏السلام به او فرمود: اي فرزند من و اي فرزند رسول خدا. همانا من در اين سوره مي‏دانم آنچه را که تو نمي‏داني.

 

زماني که اين سوره نازل شد. جدت رسول خدا در پي من فرستاد. پس آن را بر من خواند. سپس بر شانه راست من زد و فرمود:

 

يا اخي و وصيي و وليي علي امتي بعدي و حرب اعدائي الي يوم يبعثون.

 

هذه السورة لک من بعدي ولولدک من بعدک.

 

ان جبرئيل اخي عليه‏السلام من الملائکة. حدث الي احداث امتي في سنتها، و الله و انه ليحدث ذلک اليک کاحداث النبوة و لها نور ساطع في قلبک و قلوب اوصيائک الي مطلع فجر القائم عليه‏السلام.

 

اي برادر و جانشين و سرپرست من بر امتم بعد از من. و اي جنگ دشمنان من تا روزي که برانگيخته شوند.

 

اين سوره براي توست بعد از من و براي فرزندانت بعد از تو. همانا برادرم جبرئيل که از فرشتگان است. حوادث و کارهاي امت مرا در سالشان را به اطلاع من رسانيد.

 

به خداوند سوگند همانا اين مسئله اطلاع دادن از حوادث و امور

 

براي تو نيز خواهد بود. همچون خبر گرفتن نبوت. و براي آن نور درخشاني است در دل تو و دلهاي اوصياي تو تا طلوع فجر حضرت قائم عليه‏السلام. [1] .

 

سوره ليل، آيه 1-2

 

و الليل اذا يغشي و النهار اذا تجلي.

 

قسم به شب در آن هنگام که جهان را بپوشاند و قسم به روز هنگامي که تجلي کند.

 

در اين سوره در آغاز بعد از ذکر سه سوگند مردم را به دو گروه تقسيم مي‏کند.

 

1- انفاق کنندگان با تقوي. 2- بخيلاني که منکر پاداش قيامتند.

 

پايان کار گروه اول را خوشبختي و سهولت و آرامش و پايان کار گروه دوم را سختي و بدبختي برمي‏شمرد.

 

در اولين سوگند مي‏فرمايد: سوگند به شب در آن هنگام که جهان را بپوشاند در دومين سوگند مي‏فرمايد: و قسم به روز هنگامي که آشکار و ظاهر گردد.

 

در قرآن مجيد بر مسأله نظام (نور و ظلمت) و تأثير آنها در زندگي بشر فراوان توجه داده شده، زيرا که اين دو نعمت بزرگ دائمي و دو نشانه از آيات مهم پروردگار هستند.

 

سوگند به شب مي‏خورد بخاطر اهميت شب و نقش موثر آن در زندگي انسانها، از تعديل حرارت آفتاب گرفته تا مسأله آرامش و

 

سکوت و استراحت همه موجودات زنده در پرتو شب و نيز عبادت و بندگي شب زنده‏داران بيدار دل و هشيار.

 

و به روز قسم مي‏خورد همان نوري که رمز حرکت و حيات و مايه پرورش تمام موجودات زنده است و اين لحظه از زماني آغاز مي‏شود که سپيده‏ي صبح پرده ظلماني شب را مي‏شکافد و تاريکيها را به عقب مي‏راند و بر تمام پهنه آسمان حاکم مي‏شود.

 

و روي اين حساب است که مي‏بينيم در برخي از اخبار و روايات از زبان حضرت ائمه معصومين عليهم‏السلام ذيل همين آيه شريفه (روز) به ظهور مهدي موعود عليه‏السلام تفسير شده است.

 

عن محمد بن مسلم قال:

 

سألت ابا جعفر عليه‏السلام عن قول الله (عزوجل) و الليل اذا يغشي. قال: الليل في هذا الموضع الثاني. يغشي اميرالمومنين عليه‏السلام في دولته التي جرت له عليه. و اميرالمومنين يصبر في دولتهم حتي تنقضي.

 

قال و النهار اذا تجلي. قال:

 

النهار هو القائم عليه‏السلام منا اهل البيت اذا قام غلبت دولته الباطل.

 

و القرآن ضرب فيه الأمثال للناس و خاطب الله نبيه به و نحن فليس يعلمه غيرنا.

 

محمد بن مسلم مي‏گويد از امام باقر عليه‏السلام پيرامون فرموده خداوند که مي‏فرمايد (سوگند به شب آنگاه که همه جا را در پرده سپاه بپوشاند)

 

سوال کردم امام باقر عليه‏السلام فرمود:

 

ليل. در اينجا دومي است که پرده سياهش را در دولتش که برايش فراهم آمد بر امير المومنين عليه‏السلام قرار داد.

 

اميرالمومنين در دولت آنها صبر مي‏کند تا وقتي که به پايان رسد بعد امام فرمود (و سوگند به روز هنگامي که جهان را روشن سازد). منظور از روز همان قائم عليه‏السلام از ما اهل بيت است که هرگاه بپا خيزد دولت امر بر باطل غالب شود.

 

و در قرآن مثالهايي براي مردم آورده شده و خداوند آن را به پيامبرش و ما خطاب نموده که جز ما کسي آن را نمي‏داند. [1] .

 

سوره شمس، آيه 1-4

 

و الشمس و ضحيها. و القمر اذا تلاها. و النهار اذا جلاها. و الليل اذا يغشيها.

 

سوگند به خورشيد و گسترش نور آن و سوگند به ماه در آن هنگام که بعد از آن در آيد و سوگند به روز هنگامي که صفحه زمين را روشن سازد و قسم به شب آن هنگام که صفحه زمين را بپوشاند.

 

سوگندهاي پي در پي و مهمي که در آغاز اين سوره آمده به يک حساب (يازده سوگند) و به حساب ديگر (هفت سوگند) است. و بيشترين تعداد سوگندهاي قرآن را در خود جاي داده و به خوبي نشان مي‏دهد که مطلب مهمي در اينجا مطرح است.

 

مطلبي به عظمت آسمانها و زمين و خورشيد و ماه. مطلبي

 

سرنوشت ساز و حيات بخش. سوگندهاي قرآن عموما دو مقصد را تعقيب مي‏کند.

 

1- اهميت مطلبي که سوگند به خاطر آن ياد شده.

 

2- اهميت خود اين امور سوگند واقع شده. زيرا سوگند هميشه به موضوعات مهم ياد مي‏شود.

 

به همين دليل اين سوگندها فکر و انديشه انسان را به کار مي‏اندازد تا درباره اين موضوعات مهم عالم خلقت بينديشد. و از آنها راهي به سوي خدا بگشايد.

 

بر اين اساس مي‏بينيم در شروع اين سوره به خورشيد که مهمترين و سازنده‏ترين نقش را در زندگي انسان و تمام موجودات زنده زميني دارد سوگند ياد شده و سپس به ماه سوگند خورده که به دنبال خورشيد سر از افق شرق بر مي‏دارد و چهره پر فروغ خود را ظاهر مي‏سازد.

 

و آنگاه به روز سوگند ياد مي‏کند که صفحه زمين را روشن مي‏سازد و تأثير فوق‏العاده‏اي در زندگي بشر و تمام موجودات زنده دارد. زيرا روز رمز حرکت و جنبش و حيات است و تمام تلاشها و کششها و کوششهاي زندگي معمولا در روشنايي روز صورت مي‏گيرد.

 

و هم چنين سوگند به شب مي‏خورد آن هنگام که صفحه زمين را بپوشاند و برکات آثار فراواني را به همراه خود خواهد آورد که يکي از آنها آرامش و سکون و استراحت همه موجودات زنده است.

 

در روايتي راوي از امام صادق عليه‏السلام پيرامون آيات نخستين همين سوره پرسش نموده است امام عليه‏السلام اين چنين توضيح داده است:

 

(و الشمس و ضحاها) قال: الشمس رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم اوضح

 

للناس دينهم قلت (والقمر اذا تلاها) قال ذاک اميرالمومنين عليه‏السلام تلا رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم قلت (و النهار اذا جلاها) قال ذاک الامام من ذرية فاطمة نسل رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم فيجلي ظلام الجور و الظلم.

 

فحکي الله سبحانه عنه فقال (النهار اذا جلاها) يعني به القائم عليه‏السلام قلت (و الليل اذا يغشاها) قال: ذلک ائمة الجور الذين استبدوا بالأمور دون آل الرسول صلي الله عليه و آله و سلم مي‏باشد که براي مردم دين آنان را روشن و واضح ساخت.

 

راوي مي‏گويد: از (سوگند به ماه تابان) پرسيدم. امام فرمود: مراد اميرمومنان عليه‏السلام است که در پي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم درخشيد.

 

راوي مي‏گويد: از سوگند به روز که جهان را روشن مي‏کند سوال نمودم امام فرمود: منظور از روز در اين آيه امامي است از ذريه فاطمه نسل رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم که تاريکي ظلم و جور را مي‏زدايد.

 

پس خداوند سبحان از او سخن به ميان آورده که فرموده:

 

و سوگند به روز که تاريکي را مي‏زدايد و جهان را روشن مي‏سازد که منظور از آن حضرت قائم عليه‏السلام باشد.

 

راوي مي‏گويد از (سوگند به شب هنگامي که عالم را در پرده سياهي فرو برد) پرسيدم امام فرمود:

 

منظور از شب آن امامان جور و ظلم و ستم هستند که بر اساس

 

استبداد و خودکامگي خاندان رسول صلي الله عليه و آله و سلم را منزوي ساخته و زمام امور را به دست گرفته و به مسندي تکيه زدند که خاندان رسول نسبت به آن مسند شايسته‏تر بودند.

 

پس آنها دين و آ

+ نوشته شده در شنبه 1 آبان 1389;ساعت 10:46; توسط یلدا; |