close
تبلیغات در اینترنت
آيه ظهور حق

در آيه 33 سوره توبه مي‏خوانيم: هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين کله و لوکره المشرکون:«او کسي است که رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد تا او را بر همه آيينها غالب گرداند هر چند مشرکان ناخوش دارند».

قابل توجه اينکه اين آيه، بعد از آيه يريدون ان يطفئوا نورالله بافواههم ويأبي الله الا ان يتم نوره ولو کره الکافرون: «آنها مي‏خواهند نور خدا را با دهان خويش خاموش کنند ولي خدا جز اين نمي‏خواهد که نور خدا راکامل کند هر چند کافران کراهت داشته باشند» قرار گرفته است.

در اينکه منظور از پيروزي اسلام بر تمام اديان چيست؟ مفسران احتمالات زيادي داده‏اند.

فخر رازي پنج تفسير در اينجا ذکر مي‏کند که پاسخي است بر سوالات مربوط به چگونگي اين غلبه:

1- منظور غلبه نسبي و موضعي است چرا که اسلام در هر منطقه‏اي بر هر دين و آييني پيروز شده است.

2- منظور پيروزي بر اديان در جزيرة العرب است.

3- منظور آگاه ساختن پيامبر (ص) از جميع اديان الهي است (در اينجا جمله «ليظهر» به معني آگاه ساختن تفسير شده)

4- منظور پيروزي و غلبه منطقي است، يعني خداوند منطق اسلام را بر ساير اديان پيروز مي‏گرداند.

5- منظور پيروزي نهايي بر تمام اديان و مذاهب به هنگام نزول عيسي (ع) و قيام مهدي (ع) است که اسلام جهان گير خواهد شد.

بي شک تفسير آيه به پيروزي منطقي آن هم به صورت وعده‏اي براي آينده مفهوم درستي ندارد، زيرا پيروزي منطقي اسلام از همان آغاز آشکار بود، به علاوه ماده «ظهور» و «اظهار» (ليظهره علي الدين کله) به طوري که از موارداستعمال آن در قرآن مجيد استفاده مي‏شود به معني غلبه خارجي و عيني است چنانگه در داستان اصحاب کهف مي‏خوانيم:انهم ان يظهروا عليکم يرجموکم:«اگر آنها بر شما دست يابند و پيروز شوند سنگسارتان خواهند کرد»(کهف - 20).

و در آيه 8 سوره توبه مي‏خوانيم:کيف و ان يظهروا عليکم لايرقلوا فيکم الا ولا دمه: «چگونه پيمان آنها ارزش دارد در حالي که اگر بر شما غالب شوند، نه ملاحظه خويشاوندي با شما را مي‏کنند و نه پيمان را».

بديهي است نه بت پرستان قوم اصحاب کهف، و نه بت پرستان مکه هرگز پيروزي منطقي بر خداپرستان نداشند، غلبه آنها تنهاغلبه خارجي بود، بنابراين منظوراز غلبه اسلام بر تمام اديان غلبه خارجي و عيني است نه غلبه منطقي ذهني.

اين غلبه - همان گونه که نظير آن در بحث گذشته آمد مراحل مختلفي دارد:

يک مرحله آن در عصر پيامبر واقع شد و مرحله وسيعتر آن در قرون بعد و مرحله نهايي به هنگام قيام مهدي (ع) حاصل مي‏شود، چرا که آيه شريفه سخن از غلبه اسلام بر تمام اديان بدون هيچ قيد و شرط مي‏گويد. و غلبه مطلق و بي قيد و شرط در صورتي به طور کامل تحق مي‏يابد که سراسر روي زمين را فرا گيرد همان گونه که در روايت پيامبر اسلام (ص) آمده است که فرمود: لا يبقي علي ظهر الارض بيت مدر ولا و بر الا ادخله الله کلمة الاسلام:«هيچ خانه‏اي بر صفحه روي زمين باقي نمي‏ماند نه خانه هايي که از سنگ وگل ساخته شده و نه خيمه هايي که از کرک و مو بافته‏اند - مگر اينکه خداوند کلمه اسلام را در آن وارد مي‏کند». [1] .

شبيه همين معني در تفسير«الدرالمنثور» از «سعيد بن منصور» و «ابن منذز» و «بيهقي» در سننش از «جابربن عبدالله» نقل شده است که در تفسير اين آيه گفت: لايکون ذلک حتي لايبقي يهودي و لا نصراني صاحب ملّة الا الاسلام: «اين معني تحقق نمي‏يابد مگر آن زماني که هيچ يهودي ونصراني صاحب مذهب و ملت نخواهند بود مگر (همگي در سايه اسلام قرار خواهند گرفت و همه جا سخن از اسلام وکلمه توحيد و عظمت خداوند يکتا است)» [2] آري در آن روز بزرگ اين وعده بزرگ تحقق مي‏يابدو:

همه جا نغمه قرآن و دعا خواهد بود

همه جا غلغل تسبيح و ثنا خواهد بود

بانگ تکبير زهر بام و دري برخيزد

عيش دجّال مبدل به عزا خواهد شد

عالم آن گونه که از ظلم و ستم پر گشته

پر ز انوار عدالت همه جا خواهد شد

اهرمن خيمه زاطراف جهان بر چيند

همه جا مظهر انوار خدا خواهد شد!

همين معني از امام صادق (ع) در تفسير آيه فوق نقل شده است،فرمود: والله مانزل تاويلها بعد و لاينزل تاويلها حتي يخرج القائم فاذا خرج القائم لم يبق کافر بالله العظيم: «به خدا سوگند هنوز مضمون اين آيه در مرحله نهايي تحقق نيافته است وتنهازماني تحقق مي‏پذيرد که حضرت قائم (ع) خروج کند وبه هنگامي که او قيام نمايد کافري نسبت به خداونددرتمام جهان باقي نمي‏ماند. [3] .

اين نکته نيز حائز اهميت است که جمله «هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين کله» در سه سوره از قرآن آمده است: اول سوره توبه آيه 33 (چنانکه گذشت) دوم سوره فتح آيه 28 سوم سوره صف آيه 9.

اين تکرار نشان مي‏دهد که قران مجيد با تاکيد هر چه بيشتر اين مساله را پي‏گيري کرده است.

در حديث ديگري که در منابع اهل سنت از ابوهريره نقل شده است که مي‏خوانيم: منظور از جمله ليظهره علي الدين کله خروج عيس بن مريم (ع) است (و مي‏دانيم خروج عيس بن مريم (ع) طبق روايات اسلامي به هنگام قيام مهدي (ع) است. [4] .

اين بحث را با حديث ديگري که از «قتاده» مفسر معروف نقل شده است به پايان مي‏بريم، او در تفسير اين آيه مي‏گويد: الاديان سته: الذين آمنوا و الذين هادوا و الصابئين والنصاري و المجوس، والذين اشرکوا فالاديان کلها تدخل في دين الاسلام: «در عالم شش دين وجود دارد الذين آمنوا (مسلمانان) يهود، ستاره پرستان، نصاري، مجوس و مشرکان، همه اين اديان داخل در اسلام مي‏شوند». [5] .

روشن است که اين معني به طور نهايي هنوز تحقق نيافته و جز در عصر قيام مهدي حاصل نمي‏شود.

اين نکته نيز قابل ملاحظه است که منظور از ميان رفتن آيين يهود و مسيحيت به طور کامل نيست بلکه منظور حاکميت اسلام بر همه جهان است (دقت کنيد).

 

+ نوشته شده در شنبه 1 آبان 1389;ساعت 14:12; توسط یلدا; |