close
تبلیغات در اینترنت
ولادت حضرت مهدي

 

در اين فصل، ولادت مهدي موعود - صلوات اللّه عليه - از کتب بزرگان اهل سنّت نقل مي شود و در همه آنها خواهيم ديد که او پسر بلافصل حضرت امام حسن عسکري صلوات اللّه عليه - است. و نيز خواهيم ديد که عده اي از آنان پس از نقل ولادت آن حضرت مي گويند: او همان مهدي منتظر از نظر اماميه است و يا مي گويند: او امام دوازدهم از نظر شيعه است ولي اين سخن در مطلب ما نقصي به وجود نخواهد آورد؛ زيرا در فصل گذشته اثبات کرده ايم که خودشان از رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم نقل کرده اند که به امام حسين عليه السّلام فرمود: «... اَنْتَ اَبُو ائِمَّةِ تِسْعَةٍ، تاسِعُهُمْ قائِمُهُمْ».

 

اينک کلمات بزرگان اهل سنّت را از کتابهاي معروفشان نقل مي نماييم:

 

1 - عزّالدين ابن اثير(متوفاي 630) درحوادث سال 260 هجري مي نويسد:

 

«وَفِيها تُوُفِّيَ اَبُو مُحَمَّدٍ الْعَلَويُّ الْعَسْکَرِيُّ وَهُوَ اَحَدُ اْلاَئِمَّةِ اْلاِثْنَيْ عَشَرَ عَلَي مَذْهَبِ اْلاِمامِيَّةِ وَ هُوَ والِدُ مُحَمَّدٍ [1] الَّذِي يَعْتَقِدُونَهُ الْمُنْتَظَرَ بِسِرْدابِ سامِرّاءَ وَکانَ مَوْلِدُهُ سَنَةَ اِثْنتَيْنِ وَثَلاثِينَ وَمِأَتَيْنِ». [2] .

 

يعني:

 

«از جمله حوادث سال 260 آن بود که در آن ابومحمَّد عسکري (امام حسن عسکري عليه السّلام) وفات يافت و او يکي از امامان دوازده گانه به عقيده شيعه است که ولادتش ‍ در سال 232 بود و او پدر محمَّد است که شيعه او را «منتظر» نامند».

 

اين مورخ مشهور به ولادت حضرت مهدي عليه السّلام تصريح مي کند و او و پدرش را به عقيده شيعه از امامان دوازده گانه و منتظر مي نامد و اين هر دو را به شيعه نسبت مي دهد. ولي روايات فصل گذشته نشان مي دهد که عقيده اهل سنّت نيز در واقع چنين است و گر نه براي آنهمه احاديثي که تصريح به نامهاي امامان دوازده گانه مي کند و يا حديث «اَوَّلُهُمْ عَلِيُّ وَ آخِرُهُمْ الْمَهْدِيُّ» و امثال آنها چه محملي مي توان پيدا کرد؟

 

2 - عمادالدين ابوالفداء اسماعيل بن نورالدين شافعي (متوفاي 732) مي گويد: علي هادي (امام دهم عليه السّلام) در سال 254 هجري در سامرّا وفات يافت، او پدر حسن عسکري است و حسن عسکري، يازدهمين امام از ائمه دوازده گانه است و او حسن فرزند علي زکي، فرزند محمد جواد، فرزند علي الرضا، فرزند موس ي الکاظم، فرزند جعفر الصادق، فرزند محمد الباقر، فرزند علي زين العابدين، فرزند حسين، فرزند علي بن ابي طالب است که ذکرش گذشت - رضي اللّه عنهم اجمعين - ولادت حسن عسکري در سال 230 بود و در ربيع الاوّل سال 260... در «سرّ من راي» از دنيا رفت و در کنار قبر پدرش علي زکي به خاک سپرده شد. بعد اضافه مي کند:

 

«وَالْحَسَنُ الْعَسْکَريُّ الْمَذْکُورُ هُوَ والِدُ مُحَمَّدٍ الْمُنْتَظَرِ صاحِبِ السِّرْدابِ وَمُحَمَّد الْمُنْتَظَرُ الْمَذْکُورُ هُوَ ثانِي عَشَرَ الاَئِمَّةِ اْلاِثْنَيْ عَشَرَ عَلَي رأَي الاِمامِيَّةِ وَيُقالُ لَهُ الْقائِمُ وَالْمُنْتَظَرُ وَالْمَهْدِيُّ وَالْحُجَّةُ، وَوُلِدَ الْمُنْتَظَرُ الْمَذْکُورُ فِي سَنَةِ خَمْسٍ وَ خَمْسِينَ وَ مأَتيْنِ...». [3] .

 

يعني:

 

«حسن عسکري نامبرده پدر محمَّد منتظر صاحب سرداب است و به عقيده اماميّه او امام دوازدهم مي باشد او را «قائم»، «مهدي» و «حجّت» نامند و در سال 255 هجري متولد شده است».

 

اين مورخ مشهور نيز ولادت امام زمان عليه السّلام را محقق دانسته و او را دوازدهمين امام به عقيده شيعه گفته است ولي دلايل گذشته اثبات کرد که به عقيده اهل سنّت نيز چنين است. منتها دوران تاريک بني اميّه و بني عبّاس و قبل از آن نگذاشته است آنچه در کتابها نوشته شده بر زبانها و آشکارا جاري شود تا آنکه ذکر مهدي عليه السّلام به نسيان کشيده نشود.

 

اما جريان «صاحب السرداب» که در بيان هر دو مورخ فوق گذشت و در کلمات ديگران نيز خواهد آمد، لازم است در اين رابطه توضيحي بدهيم:

 

در خانه حضرت امام علي النقي عليه السّلام سردابي بود که آن حضرت و امام حسن عسکري عليهماالسلام در آن عبادت مي کردند اکنون نيز آن سرداب در صحن عسکريّين عليهماالسّلام باقي است و شيعيان به زيارت آن مي روند. آنجا فقط به علت معبد امامان بودن، مقدّس بود و مقدس است، شيعه عقيده ندارد که امام زمان عليه السّلام در آن غايب شده و از آنجا ظهور خواهد کرد و اين به غلط مشهور شده است؛ چنانکه بزرگان شيعه بر اين مطلب تصريح کرده اند. اگر منظور صاحب کتابها از «صاحب السرداب» اين سخن باشد قطعاً نادرست است.

 

باز همين مورخ در ص 49، ج 2 تاريخ خود ضمن بيان حالات معتمد عبّاسي و حوادث سال 260 هجري در بيان رحلت امام عسکري عليه السّلام به ولادت مهدي موعود عليه السّلام تصريح کرده، چنين مي گويد:

 

«وَفِيها تُوُفِّيَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَي بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طالِبٍ رَضِيَ اللّهُ عَنْهُ وَهُوَ الْمَعْرُوفُ بِالْعَسْکَري وَهُوَ اَحَدُ أَئِمَّةِ اْلاِثْنَيْ عَشَرَ عَلَي مَذْهَبِ اْلاِمامِيَّةِ وَهُوَ والِدُ مُحَمَّدٍ الْمُنْتَظَرِ مِنْ سِرْدابِ سُرَّ مَنْ رأَي عَلَي زَعْمِهِمْ وَکانَ مَوْلِدُهُ سَنَةَ اِثْنَتَيْنِ وَثَلاثِينَ وَمأَتَيْنِ حَسْبَما تَقَدَّمَ ذِکْرُهُ فِي سَنَةِ اَرْبَعٍ وَ خَمْسِينَ وَ مأَتَيْنِ»:

 

يعني:

 

«همان سال حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمدبن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب - رضي اللّه عنهم - معروف به عسکري وفات يافت، و او يکي از ائمّه اثناعشر - بنا بر مذهب اماميه - مي باشد و به اعتقاد آنها پدر محمد که انتظار ظهور او را از سرداب سامرّا دارند مي باشد و ولادت او بنا بر آنچه در سال 254 ذکرش ‍ گذشت، سال 232 بوده است».

 

باز در اينجا مي بينيم که دوازده امام را نام مي برد و پس از نقل رحلت حضرت عسکري - صلوات اللّه عليه - مي گويد: او والد محمَّد منتظر است و اينکه مي گويد:«علي مذهب الاماميه» در پاسخ گفتيم که درمذهب اهل سنّت نيزچنين است.

 

3 - ابوالفرج بن جوزي ضمن انکار عقيده شيعه در باره امامت، به ولادت امام زمان (فرزند حسن عسکري عليه السّلام) تصريح کرده و مي گويد:

 

«قالُوا الاِمامَةُ فِي مُوسيَ بْنِ جَعْفَرٍ ثُمَّ فِي اِبْنِهِ عَلِيٍّ ثُمَّ اِلي مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ثُمَّ اِلي عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ثُمَّ اِلَي الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ [4] الْعَسْکَريِّ ثُمَّ اِلَي اِبْنِهِ مُحَمَّدٍ وَهُوَ اْلاِمامُ الثّانِي عَشَرَ الْمُنْتَظَرُ الَّذِي يَزْعَمُونَ اَنَّهُ لَمْ يَمُتْ وَاَنَّهُ سَيَرْجَعُ فِي آخِرِ الزَّمانِ فَيَمْلاَُ اْلاَرْضَ عَدْلاً». [5] .

 

يعني:

 

«اماميه مي گويند که امامت در موسي بن جعفر است، سپس در فرزندش علي، سپس محمَّد بن علي، سپس علي بن محمَّد، سپس ‍ حسن بن محمَّد عسکري و بعد از او فرزندش محمَّد که امام دوازدهم مي باشد کسي که شيعه گمان مي کند او نمرده است و در آخرالزمان ظهور خواهد کرد و زمين را پر از عدل و داد خواهد نمود».

 

اين شخص که از علماي مشهور حنبلي است با آنکه امامت ائمّه عليهم السّلام را به صورت عدم قبول نقل مي کند ولي کلامش صريح است در اينکه حسن عسکري عليه السّلام فرزندي به نام «م ح م د» داشته است، ابن جوزي در سال 597 در بغداد از دنيا رفته است.

 

4 - مسعودي، ابي الحسن علي بن الحسين (متوفاي 346) رحلت حضرت عسکري عليه السّلام را از حوادث سال 260 هجري گفته و به ولادت امام زمان عليه السّلام تصريح کرده و عين کلمات وي چنين است:

 

«وَ فِي سَنَةِ سِتِّينَ وَ مأَتَيْنِ قُبِضَ اَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسيَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَبِي طالِبٍ عليهم السّلام فِي خِلافَةِ الْمُعْتَمَدِ وَهُوَ اِبْنُ تِسْعٍ وَ عِشْرِين سَنَةً وَهُوَ اَبُو الْمَهْدِيِّ الْمُنْتَظَرِ وَاْلاِمامِ الْثّانِي عَشَرَ عِنْدَ الْقَطْعِيَّةِ مِنْ الاِمامِيَّةِ وَهُمْ جُمْهُورُ الْشِيعَةِ». [6] .

 

يعني:

 

«در سال 260 هجري ابو محمَّد حسن عسکري... از دنيا رفت و او 29 سال داشت و او پدر مهدي منتظر و امام دوازدهم نزد شيعه اماميّه است».

 

نا گفته نماند که شيعه، مسعودي را شيعه مي داند و اهل سنّت در عقيده اهل سنّت. حاج خليفه در کشف الظنون راجع به کتاب او سخن گفته است. به هر حال، سخن او در نظر شيعه و اهل سنّت هر دو معتبر مي باشد. در اينجا بيشتر از اين مجال بسط مقال نيست. به هر حال، اين مورخ معتبر نيز ولادت امام عصر - صلوات اللّه عليه - را مسلّم و قطعي مي داند.

 

5 - ابن حجر هيثمي مکّي شافعي (متوفاي 974 هجري) در صواعق محرقه حالات امامان عليهم السّلام را نقل کرده و چون به امام حسن عسکري عليه السّلام مي رسد، چنين مي نويسد:

 

«ماتَ بِسُرَّ مَنْ رَأَي وَ دُفِنَ عِنْدَ اَبِيِهِ وَ عَمِّهِ وَ عُمُرُهُ ثَمانِيةٌ وَعِشْرُونَ سَنَةً وَيُقالَ: اِنَّهُ سُمَّ اَيْضاً وَلَمْ يَخْلِفْ غَيْرَ وَلَدِهِ اَبِي الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ الْحُجَّةِ وَعُمُرُهُ عِنْدَ وَفاةِ اَبِيهِ خَمْسُ سِنِينَ لکِنْ آتاهُ اللّه فِيهاَ الْحِکْمَةَ وَيُسَميَّ الْقاسِمُ (الْقائِمُ) الْمُنْتَظَرُ». [7] .

 

يعني:

 

«امام عسکري عليه السّلام در «سامرّا» وفات يافت و نزد پدر و عمويش دفن گرديد، عمرش به وقت رحلت 28 سال بود، به قولي او را مسموم کردند و از خودش فرزندي جز ابوالقاسم محمَّد حجّت را باقي نگذاشت، عمر او به وقت وفات پدرش پنج سال بود ليکن خدا در آن کمي سنّ به وي حکمت امامت را عطا کرده بود».

 

با توجه به مطالب گذشته لازم است در اينجا به چند نکته اشاره کنيم:

 

اوّل:

 

چنانکه در فصل اوّل گذشت ابن حجر مکّي از کساني است که به تواتر، حديث «يکون بعدي اثنا عشر خليفة کلّهم من قريش» اقرار کرده است ولي در تعيين آن دوازده نفر، کار به جايي نبرده و نتوانسته است مصداق آنان را بيان نمايد با آنکه عملاً حالات علي عليه السّلام و يازده فرزندش را مفصلاً بيان کرده است!

 

دوّم:

 

ظاهراً در عبارت «عند ابيه و عمّه» به جاي «عمّه» «عمته» باشد؛ زيرا در «سامرّا» چهار بزرگوار در کنار هم دفن شده اند: امام هادي، امام عسکري، نرجس خاتون، مادر مهدي موعود و حکيمه دختر امام جواد و عمّه امام حسن عسکري عليهم السّلام و در آنجا کسي به نام عموي آن حضرت وجود ندارد.

 

سوّم:

 

اينکه در باره مهدي عليه السّلام گفته: «لکن آتاه اللّه فيها الحکمة» ابن حجر به امامت امام زمان عليه السّلام اقرار کرده است؛ چنانکه در باره حضرت يحيي آمده است: (... وَاتَيْناهُ الْحُکْمَ صَبِيّاً) [8] و حضرت عيسي عليه السّلام در گهواره فرموده است: (... اِنِّي عَبْدُاللّه اتانِيَ الْکِتابَ وَجَعَلَنِي نَبِيّاً) [9] به هر حال، ايشان قطع نظر از ولادت حضرت مهدي - صلوات اللّه عليه - به امامت وي نيز اشاره کرده است و شايد چيزهايي هم در مغزش بوده که محيط، اجازه گفتن به او را نداده است واللّه اعلم.

 

6 - ابن صبّاغ، نورالدين علي بن محمَّد بن صبّاغ مالکي (متوفاي 855) در باره حضرت عسکري عليه السّلام مي گويد:

 

«وَکانَتْ مُدَّةُ اِمامَتِهِ سَنَتَيْنِ... وَ خَلَّفَ اَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ مِنَ الْوَلَدِ اِبْنَهُ الْحُجَّةَ الْقائِمَ الْمُنْتَظَرَ لِدَوْلَةِ الْحَقِّ وَکانَ قَدْ اَخْفي مَوْلِدَهُ وَ سَتَرَ اَمْرَهُ لِصُعُوبَةِ الْوَقْتِ وَخَوْفِ الْسُّلْطانِ وَ تَطلُّبِهِ للشِّيْعَةِ وَالْقَبْضِ عَلَيْهِمْ». [10] .

 

يعني:

 

«مدت امامت امام حسن عسکري دو سال بود... و او بعد از خودش، فرزندش حجّت قائم را باقي گذاشت که براي حکومت حق، انتظارش کشيده مي شود، پدرش ولادت او را مخفي نگاه داشته و جريانش را مستور کرده بود و آن به علت سختي کار و خوف از سلطان وقت بود که شيعه را جستجو کرده و آنان را بازداشت مي نمود».

 

ابن صبّاغ نسب، ولادت و مادر آن حضرت را نيز مطرح کرده، چنين مي گويد:

 

«وُلِدَ اَبُو الْقاسِمِ مُحَمَّدٌ الْحُجَّةُ بْنُ الْحَسَنِ الْخالِصِ بِسُرَّ مَنْ رَأَي لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبانَ سَنَةَ خَمْسٍ وَخَمْسِينَ وَمأَتَيْنِ لِلْهِجْرَةِ وَأَمّا نَسَبُهُ فَهُوَ اَبُوالْقاسِمِ مُحَمَّدٌ الْحُجَّةُ بْنُ الْحَسَنِ الْخالِصِ بْنِ عَلِيٍّ الْهادِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوادِ...». [11] .

 

يعني:

 

«ابوالقاسم محمد حجت، پسر حسن خالص در سامرا نيمه شعبان سال 255 هجري به دنيا آمد. اما نسبش: او ابوالقاسم «م ح م د» حجّت فرزند حسن خالص فرزند علي هادي، فرزند محمَّد جواد، فرزند علي الرضا، فرزند موسي کاظم، فرزند جعفر صادق، فرزند محمَّد باقر، فرزند علي زين العابدين، فرزند حسين بن علي بن ابي طالب است. مادرش ‍ کنيزي است به نام نرجس بهترين کنيز،نام اوراغيراز اين نيز گفته اند، کنيه اش ابوالقاسم، لقبش حجّت، مهدي،خلف صالح، قائم، منتظر، صاحب الزمان و مشهورترين آنان همان «مهدي»است».

 

بدين طريق مي بينيم که ابن صبّاغ هم به ولادت آن حضرت اشاره کرده و هم امامت او و امام دوازدهم بودنش را بيان نموده است

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 2 آبان 1389;ساعت 2:05; توسط یلدا; |